خرید بک لینک
اگرچه هر گردویی گرد است ولی هر گردی لزوما گردو نیست! خیلی وقت ها اصل قضیه با چیزی که ما می بینیم زمین تا آسمان فرق می کند.آدم تا چیزی را به چشم خودش نبیند نمی تواند قضاوت کند.تازه گیرم که ببیند،باز هم

برچسب: نویسنده: بنیامین پاکدل تاريخ: دوشنبه 20 اسفند 1397 ساعت: 6:04

[...] بخند و يادت نرودبا همين مو هاي رنگ و رو رفتهبا همين چشمهاي کاغذياز همين قابهاکه خاک گرفته اندروي خنده اتبه هر نگاه گرسنه ايمي تواني سيبي تعارف کني [...] شعر فکر کنم از علی اسداللهی

برچسب: نویسنده: بنیامین پاکدل تاريخ: دوشنبه 20 اسفند 1397 ساعت: 6:04

زهار (آدرس قبلی وبلاگم)در گویش گیلکی به معنای فریاد یا صدای بلند است.

برچسب: نویسنده: بنیامین پاکدل تاريخ: دوشنبه 20 اسفند 1397 ساعت: 6:04

امروز 12 فروردین ماه سال یکهزار و سیصد و نود و شش هجری شمسی.

بابا با یک قابلمه کاهو نشسته جلوی تلوزیون دارد مستند خرچنگ های منزوی خلیج فارس را تماشا می کند.مامان سبزی پاک می کند.من، دقیقه ها را مــــی شِــــمُرم!

هر لحظه بیم آن می رود که یکی در بزند...

شیرینی ته کشیده...از میوه فقط چندتایی سیب و پرتقال مانده...آجیل موجود نیست...شکلات هست...مهربانی هست...لبخند هست!!!

برچسب: نویسنده: بنیامین پاکدل تاريخ: دوشنبه 20 اسفند 1397 ساعت: 6:04

یک کلاف حرف مانده توی دلم... حرف هایی که سر و تهش پیدا نیست.مال چه وقت و کجاش یادم نیست. حرف های کهنه،رنگ و رو رفته،گره خورده.شبیه کلاف هایی که مامان سرهم می کرد از تار و پود یک ژاکت قدیمی،از شال گردن

برچسب: نویسنده: بنیامین پاکدل تاريخ: دوشنبه 20 اسفند 1397 ساعت: 6:04

گمانم امروز صبح اتفاق مهمی افتاد... از پیچ آن خیابان به بعد حالم عوض شد.یک حالی شبیه به دل پیچه یا افت فشار شدید.پریشان تر از علامت سوال...! تا خود خانه با خودم کلنجار می رفتم برگردم سرپیچ و دوباره نگ

برچسب: نویسنده: بنیامین پاکدل تاريخ: دوشنبه 20 اسفند 1397 ساعت: 6:04

صفحه بندی