برچسب:
نویسنده: بنیامین پاکدل
[...]
بخند و يادت نرودبا همين مو هاي رنگ و رو رفتهبا همين چشمهاي کاغذياز همين قابهاکه خاک گرفته اندروي خنده اتبه هر نگاه گرسنه ايمي تواني سيبي تعارف کني
[...]
شعر فکر کنم از علی اسداللهی
برچسب:
نویسنده: بنیامین پاکدل
برچسب:
نویسنده: بنیامین پاکدل
بابا با یک قابلمه کاهو نشسته جلوی تلوزیون دارد مستند خرچنگ های منزوی خلیج فارس را تماشا می کند.مامان سبزی پاک می کند.من، دقیقه ها را مــــی شِــــمُرم!
هر لحظه بیم آن می رود که یکی در بزند...
شیرینی ته کشیده...از میوه فقط چندتایی سیب و پرتقال مانده...آجیل موجود نیست...شکلات هست...مهربانی هست...لبخند هست!!!
برچسب:
نویسنده: بنیامین پاکدل
برچسب:
نویسنده: بنیامین پاکدل
برچسب:
نویسنده: بنیامین پاکدل